
شرمنده بابت عدم حضور ...
دیگه مثل قبل دست و دلم به نوشتن توی وبلاگ و گشتن توی اینترنت نمیره...
کلا پنج شیش تا لینک مفید دارم که به اونا سر می زنم...
دیروز شاگردامو دعوا کردم
.بخاطر خودشون تا درسو بهتر یاد بگیرند
و تمریناشونو حل کنن
.اما عذاب وجدان منو در حد مرگ پیش برده... .
الانم که دارم مینویسم دلیل اصلیم اینه که شاید کمی سبکتر شم... .
دیشب سالگرد دایی شهیدم بود.تا 50 متری مزار پدرم رفتم اما چون شب شده بود اعتبار نداشت وارد قبرستون بشم.از دور دستمو گذاشتم روی قلبم و سلام دادم و فاتحه خوندم.
دیگه عرضی نیست.ممنون از همه ی اونایی که تو بودن و نبودنم به وبلاگ سر می زنند.
یاحق
ما را در سایت نیمه شب و تنهایی... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 70